یاس کبود



قایق

قایقی خواهم ساخت

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار کند .

۱۳۸۸/٤/٢  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

ماهی اسیر

میخواهم مثل یک ماهی تنگم رابشکنم وبه دریا بروم.دیگر خسته شده ام از

این روزهای تکراری همراه با بی حالی وتنهایی.زندگی ام  مانند خیابانی بی

 انبهاست.باران میبارد و من همچنان در خیابان به انتها نرسیده ام.به دنبال

 یک پناه گاهم ولی کجاست آن پناه گاه.آیا این خیابان به انتها میرسد.

۱۳۸۸/٤/٢  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

شبهای دلتنگی

درحضور چشمان حیرت زده ماه با دلم گفتگو میکنم.ازخاطرات دورونزدیک

 میگویم.ازشب هایی که بیداری ستارگان وزیبایی ماه را نادیده گرفتم.از شب

 هایی که اسیر پنجه های خواب غفلت بودم واز دیدن مهتاب محروم

ماندم.من عبور معطر نسیم را ندیدم . من سرود باران را نشنیدم.

 

 

۱۳۸۸/٤/٢  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

عشق چیست؟

کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت:بازی.به نوجوانی گفتند عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی. به جوانی گفتند عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت. به پیرمردی گفتند عشق چیست؟گفت: عمر.

 

 به عاشقی گفتند عشق چیست؟

چیزی نگفت. آهی کشید و سخت گریست

پرسیدم : عشق چیست ؟ گفت : آتش است .

گفتم : مگر آن را دیده ای ؟ گفت : نــــه در آن سوخته ام.

The image “http://www.dostan.net/cl_upload/ftfscy.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

آدما

آدما سنگی شدن
مثل ابرها همشون رنگی شدن
آدما تنها شدن
آدما گرفتار فردا شدن
آدما سرد شدن
مثل برگهای تو پاییز همشون زرد شدن
آدما سخت شدن
آدما بازیچه بخت شدن
دیگه عاشق نمی‌شن
دیگه مهربون و صادق نمی‌شن
دیگه آبی نمی‌شن
مثل دریا رنگ پاکی نمی‌شن
دیگه شاعر نمی‌شن
مثل حافظ عاشق شعر نمی‌شن
خدایا مردم ما چشون شده
چرا نیرنگ تو دلا مهمون شده
به جای رنگ قشنگ سادگی
چرا دنیا هر کجاش یه رنگ شده

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

میان گریه ات لبخند ناب است

هیچوقت شعار نداده ام....

که به زور لبخند بزن ،

بعضی وقت ها باید

تا نهایت آرامش گریست

آنگاه تبسمت زیباتر از

رنگین کمان بعد از باران خواهد شد!!!

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

آدمک

آدمک    آخر    دنیاست    بخند

 آدمک مرگ همین جاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد

شوخی کا غذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

 کل دنیا سراب است بخند

آن  خدایی که  بزرگش خواندی

به خدا مثل  تو تنهاست  بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست

تازه انگار که  فرداست   بخند

راستی  آنچه  به یادت  دادیم

پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک   نغمه   آغاز    نخوان

به خدا آخر   دنیاست  بخند

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

زندگی یک آرزوی دور نیست

زندگی یک جستجوی کور نیست

زیستن در پیله ی پروانه چیست؟؟

زندگی کن، زندگی افسانه نیست...

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

کوتاهترین لحظه بودن زندگی است....

 هنگامی که تمام بهشت را با نگاهی بر اندام درخت ÷نجره اتاقم تجربه می کنم

چرا ناراحت باشم وقتیکه:بهترین موسیقی ها را در سکوت اتاق کوچکم می شنوم

چرا غرق شادی نباشم؟ گاه یک لبخند آنقدر عمیق می شود که گریه می کنم

گاه:یک نغمه آنقدر دست نیافتنی است که با آن زندگی می کنم

گاه:یک نگاه آنچنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کنند

گاه: یک عشق آنقدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

ضد حال یعنی

....ضدحال یعنی

ضدحال یعنی وقتی منتظر فیلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال یعنی بعد از کلی مصیبت که بابات برات موبایل ثبت نام کرده همه سیمکارتا بیاد جز مال تو!
ضدحال یعنی یه جلسه سر کلاس نری فقط همون یه جلسه استاد حضور غیاب کنه!
ضدحال یعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال یعنی یه هفته قبل از اینکه جشن تولد بگیری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال یعنی قبض تلفن بیاد ....... تومن!
ضدحال یعنی بعد از کلی مخ زدن تو اینترنت همینکه بیای به نتیجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال یعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال یعنی یه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گیر کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال یعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نیاد!
ضدحال یعنی شرطی بیدل بزنی امتیازت بشه ۲۵!
ضدحال یعنی بعد اینکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال یعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پریز برق!
ضد حال یعنی بری عروسی خانمها و اقایون جدا باشن!
ضدحال یعنی تو اتاقت فیلم نگاه میکنی همینکه میرسه جای.........مامان بیاد تو!
ضدحال یعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال یعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال یعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال یعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال یعنی فیلم ژاپنی!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!
ضدحال یعنی درس رو بلد نباشی و پنج دقیقه مونده به زنگ تفریح استاد اسمتو صدا کنه!
ضدحال یعنی یک قدمی خط پایان مسابقه دو به زمین بیفتی و آخر بشی!
ضدحال یعنی روز آخر خدمت سربازی اضافه خدمت بخوری!
ضدحال یعنی سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

به امید ظهور

بسم رب المهدی

معبودا !!!

دلتنگم ...دلتنگ  لحظه ی دیدار

دلتنگ نفس نفس زدن از شوق دیدار

دلتنگ نجوا کردن راز دل با تو ای همنفس تنهایی

دلتنگ صدا زدن نامت آن هنگام که پاسخی دریابد این دل بی تاب

دلتنگ آن لحظه که جان فدا کردن برایت سهلِ سهل است ای امید بی کسی ها

دلم تنگ است از این دنیای ویران

دلم را شوق پرواز است هر شب

دلم ویران ویران است هر شب

دلم می خواهد از هر سوی دنیا

زنم فریاد

زنم فریاد شاید...

زنم فریاد شاید کاین دل آشفته آرام گردد

برای لحظه ای حتی...

برای لحظه ای

 

به امید ظهور....

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

دنیا

 

اینجا که دنیا اسمشه ، غربت نشینی رسمشه

با ما که دل پاکیزه ایم ، گویی همیشه خصمشه

دنیا یه روز خودکشیه ، یه روز پر از دلخوشیه

اما برای ما فقط ، یه تابلو نقاشیه

عشق های بی دست و بی پا ، یخ زده در دست های ما

آی روزگار ما زنده ایم ، نفس نکش به جای ما

آی آدما بسه دیگه ، این برزخه یا زندگی

موندیم جدا ازهمدیگه ، فقط به جرم سادگی

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

 

  زندگی فصل غریبانه دلهای ترک خورده است               

  فصل قانون وفاست.......فصل پرپر شدن شببوهاست

 زندگی باز به جاست!!!

  وخدای احساس،در کنار دل رنجیده ماست.......

  و دل سنگ به رحم آمده است....،آنچه سخت گشته دل مجنون هاست

 زندگی باز به جاست!!!

  بلبل و شاخه گل و شمع و قناری،همه مدفون گشتند...

  آنچه باقیست غرور دریاست...

  وسکوت دل کوه های فروزان ،مدتی پا برجاست

زندگی باز به جاست!!!

 همه سردند ولی...در دل کوه شکوهی برپاست......

  شعله آتش عشق،از دل ناب زمین،از ازل بوده ولی         نا پیداست...

  دل انسان ز گل است....ز دل ناب زمین.......

پس چرا بی رحمیم؟؟؟؟؟؟         

دل انسان تنهاست

عشق انسان زیباست

 زندگی باز به جاست!!!  

                            

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

تعیین شخصیت شما با تاریخ تولدتان !!!!!!

در صورتیکه تاریخ تولد شما در:

اول فروردین ماه باشد سیاه هستید.
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.
بین یکم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاکستری هستید.
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاکستری است.
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.
بین 23 مرداد تا یکم شهریور باشد شما سبز هستید.
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید.
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما کبود رنگ هستید.
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.
متولدین یکم مهر ماه زیتونی هستند.
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید.
بین 22 مهر ماه تا یکم آبان ماه شما نقره ای هستید.
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید.
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است.
بین یکم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاکستری هستید.
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید.
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید.
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید.
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما کبودی رنگ هستید.
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید.

قرمز
با نمک و دوستداشتنی، مشکل پسند اما همیشه عاشق.......و
اینطور بنظر میرسد که مورد محبت نیز باشید. با روحیه و
بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این
همان عشقی است که میتواند در راهی که در پیش دارید
همراهتان باشد
آدمهایی را که راحت صحبت میکنند دوست دارید این آدمها
باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد
ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت
خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میکنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای
طولانی دوستش خواهید داشت.

نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در
انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفکر انتخاب
می کنید و بسیار بندرت مرتکب اشتباه احمقانه میشوید
دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید
پیدا کنید.

خاکستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی کنید
و هر آنچه را که درونتان است آشکار می سازید. اما ضمنا
میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و
نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید
روز مردم را روشن کنید. شما میدانید در زمان مناسب چه
بگویید و خوش اخلاق هستید.

سبز
خیلی خوب با افراد تازه کنار می آیید. در واقع آدم
خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با کلماتت به عواطف مردم
آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه کسی
باشید که دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد
مورد نظرت می مانید.


طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم
بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد
مورد نظرت را پیدا کنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان
متمادی دوباره عاشق نمی شوی.

صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست
دارید به سایرین کمک کنید. اما بسادگی قانع نمی شوی.
دارای افکاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز
مانند آنچه در قصه هاست هستید.

زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ،
و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم

میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره
در افکار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.

خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز
را مطابق میل خود کنید که گاهی میتواند بدلیل عدم توجه
به نظر دیگران مشکل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار
است فرد بهتری پیدا کنید.

نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه
با مردم رفتار کنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها
دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میکنید ، فردی
آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و
قدر آنچه را که دارید میدانید، گاهی اوقات واکنشتان
زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.

ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان
نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند
غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید
دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را
فراموش میکنید. بدنبال شخصی هستید که قابل اعتماد باشد.

لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت
می ورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض میکنید، نمی
توانید به یک کار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید که
اعتماد و علاقه همه را جلب میکند.

نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را
بیازمایید. علاقه دارید خود سازی کنید و بسادگی می
آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت کرد و شما نصایح خوبی
میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به
کسی اعتماد کرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا
پایان عمر به آنها اعتماد میکنید.

سیاه
شما یک مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در
زندگی را نمی پسندید. زمانی که تصمیمی گرفتید، روی
تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز
توام با مبارزه است و مثل همه نیست.

زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و
دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست
است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت
نورزید.


قهوه ای
فعال و ورزشکارید ، برای دیگران مشکل است که به
شما نزدیک شوند. زمانی که متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی که میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها
میکنید.

آبی
اتکا به نفس کمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند
هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از
دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه
از قلبتان.

سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه
چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید
زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان
مشکل است آنها را ببخشید.

سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید
نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه
این حالت شما را دوست دارند.

کبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میکند اغلب تنها
هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی
حرف مردم را زود باور میکنید. یافتن عشق برای شما سخت
است و گمگشته عشق هستید.

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

.....

   

 

                                  

اینم تقدیم شما

۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

قطره....

قطره؛ دلش دریا می خواست......

خیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بود.....

هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی،

راهی از رنج و عشق و صبوری، هر قطره را لیاقت دریا نیست!

                            قطره عبور کرد و گذشت.....

                                  قطره پشت سر گذاشت......

                                    قطره ایستاد و منجمد شد....

                                          قطره روان شد و راه افتاد.....

                                              قطره از دست داد و به آسمان رفت...

و قطره؛ هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت....

تا روزی که خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!

                                    خدا قطره را به دریا رساند.....

                                                قطره طعم دریا را چشید....

                                                            طعم دریا شدن را.....

اما؛ روزی دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگ تر هم هست؟

خدا گفت : هست!

قطره گفت : پس من آن را می خواهم.....

بزرگ ترین را، و بی نهایت را !

پس خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت........

 و گفت : اینجا بی نهایت است!!!!!!!!!!!!!!!

و آدم عاشق بود، دنبال کلمه ای می گشت تا عشق را درون آن بریزد....

اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.....

آدم همه ی عشقش را درون یک قطره ریخت....

قطره از قلب عاشق عبور کرد!!!!!!

و وقتی که قطره از چشم عاشق چکید. خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی، زیرا که عکس من در اشــک عاشق است!!!!!!

 


۱۳۸۸/٤/۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی از دید بزرگان

زندگی به تناسب شهامت آدمی گسترش یا فروکش می‌یابد. آنین نین

زندگی مانند نقش و نگارهای قالی ایرانی است که زیبا هست ولی درک معنای آن مشکل است . آلدوس هاکلی

زندگی از بودن شروع می شود و تا شدن ادامه می یابد . ارد بزرگ

زندگی من همواره چون فاجعه ای بوده است که هرگز اتفاق نیافتاده بود !!! . أوئستین  وویک

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.  بودا

زندگی هوس یکی شدن برای عشق ورزیدن که توی جمع باشی و هم کلامی برای خودت پیدا کنی. یکی که مکمل عشقت باشه وکاملش کنه. قرار نست که اون حتما موافق جنست باشه، قراره که عاشق باشه وهمدل باشه . بنجامین دسریل

زندگی کردن چون مجموعه ای ست از لایه های زیرین یک سازنده گی عاشقانه ایست که دوباره و دوباره در طول زندگی بازسازی می شود اینرا زمانی باور می کنی که آنرا امتحان کرده باشی!!! . بیورنست یئرن

زندگی بدون عشق همچون درختی است بدون شکوفه و باروبر. جبران خلیل جبران

زندگی خود را تبدیل به مدرسه ای برای یاد گرفتن کن. جان دیوئی

زندگی چیست ؟ یک مزبلۀ کثیف ، یک قتلگاه فجیع ، یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است . ویر

زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر اول به روی بیننده تبسّم می کند، امّا اگر در او دقیق شوی می گرید . ژری تایلر

زندگی تراژدی است برای آن‌کسی‌که احساس می‌کند و کمدی است برای آنکه می‌اندیشد.ژان دلابرویر

زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست .آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید . جبران خلیل جبران

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

عمیق ترین درد زندگی

 

 


عمیق ترین درد زندگی مردن نیست .

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

عروسک غم

 

زمانی که از مادرم متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداخت

و گفت تا آخر عمر با تو هستم

از او پرسیدم کیستی ؟جواب داد : غم هستم

آن لحظه فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن

سرگرم می شوم .

ولی اکنون فهمیدم که من عروسکی هستم بازیچه دست غم

و اینگونه شد که

زمستان را دوست دارم چون فصل غم است

غم را دوست دارم چون گواه دل است

دل را دوست دارم چون تو را به من نشان داد

اما تو را دوست دارم بدون آنکه بدانم چرا ؟

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

دلم تنگ شده

 

 

دلم تنگ شده برای همه آنچه از دست داده ام

چشمانم گریانند برای هرآنچه نداشته ام

 دستانم پروانه ای را می خواهند

که هرگزپریدن را از یاد نبرد

و روحم شوق پرواز دارد

همراه با بادبادکی که

درکوچه های کودکی از میان انگشتانم رها شد

و به آسمانها رفت تا همبازی فرشته ها شود

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

امید

 بازخوانی حسرت ها و امیدهای از دست رفته کاری بیهوده است

من به فردا امید دارم.....

و می دانم گذران لحظه ها از پیش تعیین شده است

لحظه ها می گذرند و ما باید همانند بیننده ای

به نظاره بنشینیم آنچه را می گذرد .

سرنوشت از پیش رقم خورده است

نباید غصه ای خورد....

من راز لحظه ها را می دانم

و انتظار را دوست دارم....

برای آمدنی نو و تازه

...

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

کوچکی یا بزرگی

 

 

کوچک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگ شدیم چه دلتنگیم

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست !؟؟

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

سهم من

 

 

 

دستها بالا بود. هرکسی سهم خودش را طلبید .

سهم هر کس که رسید داغ تر از دل ما بود

ولی نوبت من که رسید؛ سهم من یخ زده بود !

سهم من چیست مگر؟! یک پاسخ !

پاسخ یک حسرت

سهم من کوچک بود

قد انگشتانم عمق آن وسعت داشت

وسعتی تا ته دلتنگی ها شاید از وسعت آن بود که بی پاسخ ماند !

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

زندگی زیباست

آفتاب زندگی زیباست
                             با ترانه های دل نوازش
طلوع زندگی زیباست
                          با خاطره هایش
غروب زندگی زیباست
                          با تلخی ها ودرد هایش
آری زندگی زیباست
                         زیبا تر از گل
                                         زیبا تر از پروانه
                                                                     اگر تو بخواهی...

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و کام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشک و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و در آخر زندگی زندگی است.
http://home.fuse.net/keaddy/quotes/life.jpg  

اگر زندگی خدا نیست پس چرا فقط خدا هست؟!
اگر زندگی شعر نیست پس چرا هوهوی بادش یاهوی رند خرابات است؟!
اگر زندگی مهر نیست پس چرا کبوتر با کبوتر باز با باز کند پرواز؟!
اگر زندگی عشق نیست پس چرا ستاره ها باز چشمک می زنند؟!
اگر زندگی بوسه نیست پس چرا زاغان مرغان عشق نشدند؟!
اگر زندگی آغوش نیست پس چرا نسیم در تن برگ این گونه می پیچد؟!
اگر زندگی آهنگ نیست پس چرا صدای جغد و کلاغش نوای پائیز و خرابه دارد؟!
اگر زندگی شور نیست پس چرا شبهایش اینقدر پر درد و حال است؟!
اگر زندگی سوز نیست پس چرا شمع باید بسوز و بسازد و بگرید و بخندد؟!
اگر زندگی ناز نیست پس چرا مَهْوشانی که هَوی مهتابند اینقدر کرشمه دارند؟!
اگر زندگی ساز نیست پس چرا همه آهنگ ماندن را خوب می نوازند؟!

اگر زندگی بهار نیست پس چرا صدای پرندگان را در برگ ریز خزان هم می شود شنید؟!
اگر زندگی آبی نیست پس چرا چشم ماه رخان، رنگ دریا و آسمان دارد؟!
اگر زندگی ساده نیست پس چرا همه در خواب اینقدر بی نقشند؟!
اگر زندگی رقص نیست پس چرا پروانه ها تنها فصل عمر را می رقصند؟!
اگر زندگی صبح نیست پس چرا هر طلوع زندگی آغاز می شود؟!
اگر زندگی چشم نیست پس چرا نور اینقدر می رقصد؟!
اگر زندگی کام نیست پس چرا عسل اینقدر شیرین است؟!
اگر زندگی حال نیست پس چرا غروب اصلا خواستنی نیست؟!
اگر زندگی رود نیست پس چرا فصلِ خشک، بهار کرکس است؟!
اگر زندگی جوی نیست پس چرا زمزمه اش اینقدر شنیدنی است؟!
اگر زندگی گل نیست پس چرا اشکِ گل، آئین عزا است؟!
اگر زندگی رنگ نیست پس چرا خاکستری، تنها، رنگ خاکستر است؟!
اگر زندگی مست نیست پس چرا اینقدر پاسبان بر هر کوی و برزن است؟!
اگر زندگی اشک نیست پس چرا آسمان که می گرید زمین می خندد؟!
اگر زندگی صفا نیست پس چرا بی صفا زندگی نیست؟!
اگر زندگی لرز نیست پس چرا اینقدر ماه در برکه می لرزد؟!
اگر زندگی خوب نیست پس چرا خفاشها تنها در غارند؟!
اگر زندگی زنده نیست پس چرا بوته رز همیشه گل می کند؟!
اگر زندگی صاف نیست پس چرا گورستانش مه آلود است؟!
اگر زندگی شراب نیست پس چرا این همه مست، زنده اند؟!
اگر زندگی خواب نیست پس چرا مرگ، مردمان را بیدار می کند؟!

http://negahidigar.net/picture_library/still_life.jpg 

 اگر زندگی نوش نیست پس چرا نیش اینقدر سوز دارد؟!
اگر زندگی شاد نیست پس چرا حیوان نمی خندد؟!
اگر زندگی گنج نیست پس چرا مردن اینقدر سخت است؟!
اگر زندگی نیایش نیست پس چرا بی نیایش کسی زنده نیست؟!
اگر زندگی جاده نیست پس چرا مرده ها در حاشیه دفنند؟!
اگر زندگی ماه نیست پس چرا بی ماه، ماه و سالی نیست؟!
اگر زندگی روز نیست پس چرا هر روز زندگی نو می شود؟!
اگر زندگی وفا نیست پس چرا هیچ کس بی وفا شِکَّرین نیست؟!

اگر زندگی سخا نیست پس چرا آسمان که می بارد زمین می روید؟!
اگر زندگی لطیف نیست پس چرا خار، سبز و خشکش یکی است؟!
اگر زندگی دل آویز نیست پس چرا دل، به غیر او آویز نیست؟!
اگر زندگی طروات نیست پس چرا مگسان، تخم، بر مردار می نهند؟!
اگر زندگی زیبا نیست پس چرا مرده ها اینقدر زشتند؟!
اگر زندگی لبخند نیست پس چرا به وقت مرگ لبخند نیست؟!
اگر زندگی نور نیست پس چرا شبهای سیاهش انگار زندگی نیست؟!

 اگر زندگی جور نیست پس چرا "هر روز دریغ از دیروز" دروغ نیست؟!
اگر زندگی زندگی نیست پس چرا هیچ چیز در توصیف زندگی بهتر از زندگی نیست؟!
آری، زندگی خداست و شعر و مهر و عشق و بوسه و آغوش و آهنگ و شور و سوز و ناز و ساز و بهار و آبی و ساده و رقص و صبح و چشم و کام و حال و رود و جوی و گل و رنگ و مست و اشک و لرز و صفا و خوب و زنده و صاف و شراب و خواب و نوش و شاد و گنج و جاده و ماه و روز و وفا و سخا و لطیف و دل آویز و طراوت و زیبا و لبخند و نور و جور و در آخر زندگی زندگی است.

۱۳۸۸/۳/۳۱  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

بی مقدمه

 

صبر کردن دردناک است و

فراموش کردن دردناک تر

ولی دردناک تر از همه این است که

؛ ندانی باید صبر کنی یا فراموش ؛

دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست، اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند

بیچاره سنگی که از دست کودکی رها می شود به سوی قناری؛

نمی داند دل کودک را بشکند یا دل قناری را...

تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزه، محکمتر می شه، دل آدمی است

دوست همه باش و معشوق یکى، مهرت را به همه هدیه کن و عشقت را به یکی.
 
زندگی زنگ تفریح کوتاهیست! آماده باش که زنگ بعد حساب داریم!
 

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی!

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

دلتنگی

ای کـاش تـنـهــا یـکـنـفــر...

هــم در ایــن دنــیــا مـــرا یــاری کـنــد ..

ای کـــاش مـــی تـــوانــستـــم ...

بــا کـسـی درد دل کـنـــم تـــا بـگــویـــم کــه ...

مــن دیــگــر خـســتـــه تـــر از آنـــم کـــه زنـــدگــی کـنـــم

تـــا بـــدانـــد غــم شـبــهـــا یــــم را....

تــــا بــفــهــمـــد درد تــــن خــستـــه و بـیــمــــارم را .....

قــانـــون دنــیـــا تــنـــهــایـــی مـــن اســـت

و تـنــهــــایــی مـــن قـــانـــون عــشـــق اســـت....

و عــشـــق ارمــغـــان دلــدادگــیــســت......

و ایـــن ســـرنــــوشـــت ســـادگـیــســـــت....

 


.•* *•..•* *•..•* *•..•* *•.

گـفتـی کــه بـه احـتـرام دل بـاران بـاش

بــاران شـدم و بـه روی گــل بـاریـدم

گـفتی کـه بـبـوس روی نـیلـوفـر را

از عـشـق تـو گـونـه هـای او بوسیدم

گفتـی کـه سـتـاره شو دلـی روشـن کن

من همچون ستاره برگلهاها تابیدم

گفتی که برای باغ دل پیچک باش

بـر یاسـمـن نـگـاه تــو پـیـچـیـــدم

گفتی که برای لحظه ای دریا شو

دریـا شـدم و تـرا بــه سـاحـل دیـدم

گفتی که بیا و لحظه ای مجنون باش

مـجـنــون شـدم و ز دوریــت نـالـیــدم

گـفتـی کــه شکوفـه کـن بـه وقـت پـایـیـز

گـــل دادم و بــا تـرنـمت رویـیــدم

گـفـتـی کــه بـیــا و از وفـایــت بـگــذر

از لـهـجـه بــی وفــایـیـت رنـجـیــدم

گـفـتـم کـه بـهـانـه ات بـرایــم کـافـیـسـت

مــعـنـای لـطـیــف عـشـق را فـهـمـیــدم

 

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

زندگی قصه ی تلخیست

بس که آزرده شدم

چشم به پایان دارم

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

قلبم شکست ....

شعری نمانده در خیال

احساس آغازش تو باش

نقشی نمانده در دلم

 نقاش دل سپرده باش

شعری نمانده جان من

دست خیالم را بگیر

چیزی نمانده تا قرار

آن حرف آخر را بگو

چیزی نمانده تا قطار

سوت سفر را سر کشد

تو با منی یا با سفر

یک لحظه ای در من نگر

چیزی نمانده تا وصال

یک قدمی هم تا فصال

گر بروی جانم رود

بی من نرو، جان وتنم

شعری نمانده در خیال

حتی برای یک مزار

 

قلبم شکست...

رفتی و رفت...هر آنچه بود

اینک منم مترسکی خشکیده پا

می نگرم با چشم تر به انتها

از پشت سر بادی وزید

بوی تو را در من دمید

دستی چه گرم بر شانه ام

زمزه ای کرد زنده ام

من آمدم بار دگر

یک لحظه ای  بی تو شدم

یک عمر آمد خاطرم

چیزی نمانده تا وصال

این هم وصال این هم وصال

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

امید

از گابریل گارسیا مارکز می پرسند : اگه بخوای یه کتاب صد صفحه ای در مورد امید بنویسی، چی می نویسی؟ می گه 99 صفحه رو خالی می ذارم. صفحه ی آخر سطر آخر می نویسم امید آخرین چیزی است که می میرد . . .

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

جاده بی رهگذر

روزگاری جاده بودم،

جاده ای غرق تردد

جاده ای کز رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد

من که بسیاری غریبان را به آبادی رساندم

عاقبت خود ماندم و ویرانه ی تنهایی خود.....

 جاده

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

زندگی

زندگی مثل یک جاده است ،

من و تو مسافراشیم ،

قدر لجظه ها رو بدونیم ،

ممکنه فردا نباشیم.

جاده زندگی

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

جاده

این جاده به کجا ختم می شود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

مرگ

خدایا! دردمندم، روحم از شدت درد می‏سوزد، قلبم می‏جوشد، احساسم شعله می‏کشد، و بندبند وجودم از شدت درد صیحه می‏زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش.

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

چند خط ....

  دلها همانند بدن ها افسرده می شوند

                                                   پس برای شادابی دلها 

                                         سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید

                                                         

                                    ناتوانترین مردم کسی است که در دوستیابی

                           ناتوان است و از او ناتوان تر کسی است که دوست های

                                                 خود را از دست بدهد

                                                      

                         کسی را که نزدیکانش واگذارند بیگانه او را پذیرا می گردد

                                                      

                                        دوری تو از کسی که خواهان

                                         توست سبب کم شدن بهره

                                         تو از دوستی با او می شود 

                                           و گرایش تو به کسی که

                                            تو را نمی خواهد سبب

                                              خواری تو می شود

                                                   

                                            از دست دادن حاجت

                                                بهتر است از

                                         درخواست کردن از نا اهل

                                                 

                        چه نیکوست تواضع ثروتمندان در برابر مستمندان

                                    برای به دست آوردن پاداش الهی

                                                 و نیکوتر از آن

                       خویشتنداری مستمندان در برابر ثروتمندان است

                                           به خاطر توکل به خدا

                                                 

               خوابیدن همراه یقین بهتر است از نماز گذاردن با شک و تردید

                                                

                                  چقدر دو عمل با هم فرق می کنند

                        عملی که لذتش می رود و کیفر آن باقی می ماند

                      و عملی که رنج آن می گذرد و پاداشش ماندگار است

                                                

                                        روزی به دو قسم است

                                        آن که تو را می خواهد

                                    و آن که تو او را می خواهی

                                      کسی که طالب دنیاست

                                       مرگ هم او را می طلبد

                                         تا از دنیا بیرونش کند

                                  و کسی که طالب آخرت باشد

                                         دنیا او را می طلبد

                             تا روزی او را به نحو کامل به او بپردازد

                                           

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

بوی باران

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...

شعر از: فریدون مشیری

 

۱۳۸۸/٢/۱۳  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

رنگین کمان

هیچ وقت نگفته اند که به زور باید لبخند زد ؛
بعضی وقت ها باید تا نهایت آرامش گریست
آنگاه تبسمی مهمان لبهایت می شود
که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است.

۱۳۸٧/۱٢/٢٧  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

معامله ای سخاوتمندانه

ساز باد و نغمه ی سار و رقص یاس ؛ سروش آمدن بهار را در گوش قاصدک نجوا می کند.
می لمد قاصدک بر شانه های خسته ی اسفند و پیغام بهار را آهسته واگو می کند.
اسفند می داند که رفتنی است پس توشه ی راه می گیرد و کوله ی سفر می بندد و در انتظار زمستانی دیگر چشم به جاده می دوزد و عازم راه و بیراه می شود.
بوی عود و دود اسفند و نمک از منقل انتظار بلند می شود و شاخه های بید می رقصند به ساز و دارکوبان می کوبند به دار؛ که بهار می آید به ناز .

و اما اشرف موجودات آتش می افروزد و زردی خویش را می بخشد و سرخی آتش را با طمع از آن خود می کند 
چه سخاوتمندانه معامله می کند !!!
به گمانش ماندنی ست ...

چه بسیار بودند کسانی که سال گذشته سرخی و حرارت آتش را برای خود خواستند و امسال زردی آتش نصیب رخ مهتاب گون شان شد و خاک سرد همنشین جاودانه یشان...

خدایا چنان کن ســـــرانجام کار
تو خشنـــود باشی و ما رستگار  

۱۳۸٧/۱٢/٢٧  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

عشق

عشق یعنی ظاهر و باطن یکی

باطنی آکنده از نور خدا

۱۳۸٧/۱٢/٢٧  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 

امام هادی (ع)

حسد آدمی را ذوب می کند  .

۱۳۸٧/٦/٢٢  توسط باران  | پيام هاي ديگران ()

 


سلام دوستان من باران هستم و 16 سال دارم . تمام متن های عاشقانه و تمام دلتنگی هایی که تو وبلاگ من وجود دارد آسمانی و الهی است . خدایا هیچ وقت فراموشم نکن

 

زندگی(٦)
الهی(۳)
خدا(٢)
امید(٢)
داستان(٢)
حضرت فاطمه (س)(٢)
جاده(٢)
عشق چیست؟(۱)
درد دل(۱)
پیامبران(۱)
آسمان(۱)
قایق(۱)
قطره(۱)
بهار(۱)
آدمک(۱)
نیایش(۱)
انتظار(۱)
عشق(۱)
مرگ(۱)
باران(۱)
دلتنگی(۱)
دنیا(۱)
ضد حال یعنی(۱)
رنگین کمان(۱)
بی مقدمه(۱)
سهم من(۱)
او خواهد آمد(۱)
آدما(۱)
اولین ها(۱)
انس با قرآن(۱)
تولد یک ستاره(۱)
امام زمان (عج)(۱)
امام هادی (ع)(۱)
صبحتان به خیر باد(۱)
گل و بلبل(۱)
دلم تنگ شده(۱)
معامله ای سخاوتمندانه(۱)
در پیاده رو(۱)
بوی باران(۱)
جاده بی رهگذر(۱)
قلبم شکست (۱)
چند خط(۱)
کوچکی یا بزرگی(۱)
عروسک غم(۱)
عمیق ترین درد زندگی(۱)
زندگی از دید بزرگان(۱)
تعیین شخصیت شما با تاریخ تولدتان(۱)
به امید ظهور(۱)
کوتاهترین لحظه بودن زندگی است(۱)
میان گریه ات لبخند ناب است(۱)
شبهای دلتنگی(۱)
ماهی اسیر(۱)

 

باران

 

 

 

 

RSS 2.0